امروز: جمعه ۱۳۸۸/۱۲/۲۱
گزارش مشروح ومصورجشن ايثار
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي
دانشگاه تربيت مدرس - 27 مرداد 1386


جشن بزرگ ایثار در وزارت فرهنگ و ارشاداسلامی همه ساله هم زمان با ایام فرخنده میلاد حضرت اباالفضل العباس(ع) و هفته گرامیداشت «جانباز» با حضور خانواده‌‌های ایثارگران شاغل در واحدهای ستادی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار می‌شود.

استان تهرانی‌ها هم بودند
جشن ایثار سال 1386 در فضایی متفاوت از سال‌های قبل (سالن دانشگاه تربیت مدرس) برگزار شد و برای اولین‌بار علاوه بر ایثارگران شاغل در ستاد وزارت‌خانه، کارکنان ایثارگر اداره‌کل ارشاد استان تهران و خانواده‌‌هایشان نیز حضور داشتند، به طوری که اجتماع با شکوه خانواده بزرگ ایثارگران وزارت فرهنگ و ارشاداسلامی به هزار نفر می‌رسید.
برگزاری جشن مشترک ایثار (با حضور ستادی‌ها و استان تهرانی‌ها) ایده «محمدرضا گیلوری» مسئول هماهنگی امور ایثارگران اداره‌کل استان تهران بود که خود مدیریت جشن امسال را به عهده داشت.

هنرمند کامل !
پس از سرود جمهوری اسلامی ایران و تلاوت آیاتی از کلام‌الله مجید - که توسط «علی توانایی رنجبر» قاری همکار وزارت خانه انجام شد – گروه موسیقی «گلریز» اولین برنامه جشن ایثار را با اجرای زنده چند سرود تاریخی از جمله «سلام بر اباالفضل صلوات بر محمد(ص)» ، «ای جانباز» و «این پیروزی»، به روی صحنه بردند که حال و هوای دوران دفاع مقدس را زنده کرد. از جمله نکات جالب این قسمت از برنامه، حضور «گلریز» در میان خانواده‌های ایثارگران به هنگام اجرای برنامه و «هم خوانی» با آنها بود.
«گلریز» در میان اجرای برنامه سرود ضمن بیان خاطراتی از اجراهای خود از «سید جواد هاشمی» - مجری برنامه – به عنوان هنرمندی کامل که جامع هنرهای سنتی و جدید است یاد کرد و گفت : آقای هاشمی در اجرا، بازیگری، نمایشنامه نویسی، کارگردانی، خطاطی، رهبری گروه‌های موسیقی و سرود و بعضی هنرهای دیگر تبحر دارد و این جامعیت هنری در کنار دیانت و تعهد و سابقه طولانی مجاهدت و حضور در جبهه‌های دفاع مقدس، از «سید جواد» شخصیتی مثال زدنی در عالم هنر ساخته است که من به سهم خودم به وجود چنین افرادی در عرصه هنر افتخار می‌کنم.
تجلیل از نمازگزار نمونه ایثارگر
«کسانی که ظهرها برای نماز جماعت به نمازخانه وزارت ارشاد رفته‌اند، همیشه قبل از خودشان یک کسی را آنجا دیده‌اند که مشغول تلاوت قرآن است و بعد از اتمام نماز ظهر و عصر هم قبل از هر کس دیگری به سرعت نمازخانه را ترک می‌کند!»
این جملات را مجری برنامه در وصف «محسن توکلیان» بیان داشت و از وی برای آمدن بر روی صحنه دعوت کرد.
مجری از «توکلیان» درباره علت حضور زودهنگام او در نمازخانه و خروج بلادرنگش پس از اتمام نماز پرسید و توکلیان گفت: پدرم وصیت کرد 3 سوره یاسین، الملک و الواقعه را مرتب بخوانم. 3 سال پیش عمرش را به شما داد. من هر روز زودتر از همه به نمازخانه می‌آیم و این 3 سوره را می‌‌خوانم تا وقت نماز. اما اینکه بلافاصله بعد از سلام نماز می‌روم، علتش این است که به علت پادرد شدید نمی‌توانم زیاد بنشینم.
«محسن توکلیان» جانباز 25 درصد که در اداره‌کل خدمات و پشتیبانی وزارت ارشاد شاغل است علاوه بر تلاوت قرآن، از اهتمام به خواندن «نماز والدین» به عنوان یکی دیگر از توصیه‌های پدر مرحومش یاد کرد.

پدر 2 شهیدی که شهید شد !
سید جواد هاشمی به هنگام نقل خاطره‌ای طنز از دوران دفاع مقدس - که حدود 10 دقیقه طول کشید و در تمام مدتی که خاطره را نقل می‌کرد خنده را بر لبان حضار نشانده بود - با یاد کرد از رزمنده دلاوری که در لشکر 27 حضرت محمد رسول‌الله(ص) به «عمو حسن» معروف بود، گفت : دو پسر «عمو حسن» در کربلای 4 و 5 شهید شدند و خودش هم در کربلای 7 به پسرانش پیوست و آسمانی شد!
یاد کرد مجری از پیرمرد دلاوری که 2 فرزندش شهید شدند و خودش نیز به فاصله کمی از شهادت فرزندانش به این فوز عظیم نایل شد، فضایی معنوی را بر مراسم حکمفرما کرد.
در ادامه مراسم، مجری از دکتر «محسن پرویز» معاون فرهنگی وزارت ارشاد برای حضور در جایگاه و اعطای جایزه «محسن توکلیان» به عنوان نمازگزار نمونه ایثارگر دعوت کرد.

وصیت نامه 4 کلمه‌ای!

«پرویز» بعد از تقدیم هدیه «توکلیان» در سخنان کوتاهی از شهید «احمدرضا احمدی» و کتاب معروفش «حرمان هور» یاد کرد و گفت : وصیت نامه این شهید صاحب ذوق 4 کلمه است: «امام را تنها نگذارید.» 
«پرویز» که خود از رزمندگان دفاع  مقدس است، با الهام از این وصیت‌نامه 4 کلمه‌ای، خود و جمع حاضر را به تذکر و توجه دائمی نسبت به مسئولیت‌های ایثارگری سفارش کرد و گفت : باید دائماً یکدیگر را توصیه بکنیم به اینکه بابت رزمندگی و جانبازی از کسی و چیزی مطالبه و توقعی نداشته باشیم.

اولین سئوال مسابقه
مجری برنامه از دکتر محسن پرویز خواست تا سئوالی را برای برگزاری مسابقه میان جمع حاضر مطرح کند. پرویز گفت: سئوالی که من می‌خواهم بپرسم سخت است و ممکن است هیچ کس جوابش را نداند. وی سپس در توضیح پرسش مسابقه گفت: آقای سید جواد هاشمی در ضمن خاطره‌ای که می‌گفت از »عموحسن» یاد کرد، سئوال من درباره محل دفن «عمو حسن» است.
در این لحظه سید جواد هاشمی درباره نام و نام خانوادگی «عمو حسن» از پرویز سئوال کرد و پس از اینکه پرویز اظهار بی‌اطلاعی کرد، گفت: من هم فامیل «عمو حسن» را نمی‌دانم تا آنجایی که من به یاد دارم همه او را «عمو حسن» صد ا می‌زدند و کسی فامیلش را نمی‌دانست.
(البته در ادامه مراسم بعضی از کسانی که در مسابقه شرکت کرده و محل دفن «عموحسن» را درست نوشته بودند، به نام کامل این شهید سرافراز نیز اشاره کردند و معلوم شد نام کامل او «حسن امیری» بوده است.)

«مدیر نمونه ارشاد» در خدمت‌رسانی به ایثارگران

مجری برنامه در حالی که «پرویز» هنوز در جایگاه حضور داشت، متن تقدیر نامه وزیر فرهنگ و ارشاداسلامی خطاب به وی را به شرح زیر قرائت کرد:
پس از قرائت متن تقدیرنامه، وزیر ارشاد با تشویق حضار به جایگاه آمد و تقدیرنامه پرویز را به وی اهدا نمود. معاون فرهنگی وزیر ارشاد پس از دریافت لوح تقدیر و پیش از ترک جایگاه گفت: دلیل انتخابم را به عنوان مدیر نمونه نمی‌دانم، اگر احیاناً به تقاضاهایی که از طرف ایثارگران آمده است، جواب مثبت داده‌ایم، چیزی جز انجام وظیفه نبوده است و به گمانم همه مدیران ما این وظیفه‌شناسی را دارند. به هر حال از این که بنده را لایق دانستند، تشکر می‌کنم.
تصویری از تمامیت ملت
در ادامه مراسم محمدحسین صفارهرندی وزیر فرهنگ و ارشاداسلامی سخنان کوتاهی به شرح زیر ایراد کرد:
سلام علیکم، بسم‌الله الرحمن الرحیم، از اینکه خداوند توفیق می‌دهد که حداقل سالی یک بار به محضر شریف شما عزیزان برسیم به درگاهش جبهه سپاس بر زمین می‌ساییم و صد هزار مرتبه شکر می‌کنیم. گرچه این توفیق را داریم که از نفس گرم برخی همکاران ایثارگرمان به صورت دائمی استفاده کنیم که حضورشان در جمع ما مایه برکت و رونق کار است، اما جمع این چنینی که تمام ایثارگران وزارت‌خانه با همه ظرفیت‌ و هیبت‌شان در یک چنین موقعیتی گردهم می‌آیند، جای شکرگزاری بیشتر دارد و گمانم این است که این جمع، نمونه‌ای از جامعه بزرگ ایران اسلامی است. یعنی اگر قرار بود که ما یک تصویر مینیاتوری از ملت ایران ارایه کنیم، جمع حاضر می‌توانست همان سیما و شمایل زیبایی باشد که تصویرکننده تمامیت ملت ماست.
این درست است که فقط بخشی از ملت ما در عرصه ایثارگری وارد دوری شدند که یا با شهادت، یا با جانبازی، یا با تقدیم عزیزان و یا با تحمل مشقت دوری فرزندان و دل‌بستگان به گونه‌ای آزموده شدند و امتحان پس دادند، اما این جمع، بالاخره نمایندگان ملتی به بزرگی ملت ایران بودند؛ یعنی آزادگان، شهدا، جانبازان و ایثارگران گل سرسبد ملت ایران هستند. از این جهت می‌شود گفت که اگر کسی در ایران بخواهد خودش را در تصویر قاب گرفته زیبایی معرفی بکند، لابد باید تصویر این خانواده‌های عظیم و عزیز ایثارگران را پیشاپیش سردست بگیرد و به آن افتخار کند و ما همه مباهات می‌کنیم به اینکه جلوداران جامعه ما، عزیزان ایثارگرمان هستند. حقاً هم تاکنون هر کاری که به عهده این جمع گذاشته شده است، در قیاس با سایرین بهتر عمل کرده‌اند و به خوبی از پس کار برآمده‌اند.
من به سهم خودم از داشتن چنین همکارانی بسیار خرسندم و خداوند بزرگ را بسیار سپاس می‌گویم. انشاء ا... خدای متعال توفیق بدهد خدمتگزار خوبی برای ایثارگران عزیزمان باشیم.

چند سئوال جبهه‌ای از وزیر
مجری : شهدا چند تا خصوصیت داشتند؛ تأمل می‌کردند ولی توقف نمی‌کردند، منتظر می‌شدند ولی معطل نمی‌شدند، قاطع بودند ولی لجباز نبودند. اگر یکی از مدیران زیر دست شما (وزیر) در کارش توقف کند با او چه می‌کنید؟
وزیر : اول اجازه بدهید من کلام شما را یک ویرایش بکنم؛ مدیران ما روی سر ما جا دارند و زیردست نیستند. درباره توقف به آن مفهوم نامطلوبش، ارزیابی من این است که اگر مدیری دچار چنین وضعیتی بشود، در مدیریت باقی نمی‌ماند.
مجری : یعنی چه کارش می‌کنید؟
وزیر : ما کاری نمی‌کنیم، خودش کنار می‌رود. آهنگ حرکت در این دولت حقیقتاً آهنگ تندی است و اصلاً اهل توقف نمی‌توانند در این دولت دوام بیاورند و خود به خود حذف می‌شوند. ما باید به خاطر وجود مدیرانی که در خدمتگزاری بی‌توقع و بی توقف تأسی به شهدا کرده‌اند و بی‌وقفه کار‌ها را پیش می‌برند، به درگاه خداوند متعال شاکر باشیم.
مجری : شهدا منتظر می‌شدند ولی معطل نمی‌شدند. شما با مدیری که درجا بزند و کارها را معطل کند و عقب بیندازد چه می‌کنید؟
وزیر : عرض کردم، جایگاه خدمت به گونه‌ای است که اگر کسی نتواند تناسب داشته باشد خود به خود از مسئولیت می‌افتد. جایگاه‌های خدمت در جمهوری اسلامی این طوری است که اگر مدیری تناسب نداشته باشد، خودش باید برود.
مجری : شهدا قاطع بودند اما لجباز نبودند، بعضی مدیران هر انتقادی که از آنها بشود جواب می‌دهند و روی حرفشان – ولو غلط – پافشاری می‌کنند. شما با یک چنین مدیری چه می‌کنید؟
وزیر : خب این ویژگی‌هایی که شما می‌گویید، همه در یک ردیف است و جواب من هم همان است که گفتم . اما باید یک حاشیه‌ای به این هر سه موردی که شما گفتید بزنم؛ اگر بخواهیم واقع بین باشیم و کمی – به قول عرب‌ها - «علی‌الارض» حرف بزنیم و خیلی نخواهیم در آسمان قضاوت کنیم، باید بگوییم این دوستانی که جامه مدیریت به تن می‌کنند مثل خود ما هستند، از جنس خود ما هستند. آیا در رفتار خود ما – بدون اینکه بخواهیم – هر از گاه یک عملی سر نمی‌زند که بعداً پشیمان بشویم‌؟ خب مدیران هم همین‌طور هستند. یعنی اگر یک مدیری در یک لحظه‌ای تحملش را از دست داد و واکنشی غیرارادی از او سر زد و بعد آمد و گفت که مثلاً من عصبانی شدم و یک کلمه نامطلوبی گفتم، شما من را ببخشید. آیا نباید از او بپذیرم؟ بله، اگر روال جاری‌اش این باشد؛ همیشه اهل درشت‌گویی و درشت خویی و معطل کردن دیگران و ایذاء ارباب رجوع باشد، یک چنین کسی البته به درد این کار نمی‌خورد و باید برود.
مجری : شهدا می‌گفتند «بله» ولی نمی‌گفتند «حتما ً»، شهدا می‌گفتند «نه خیر» ولی نمی‌گفتند «بعداً ». خیلی از مدیران و کارمندان ما متأسفانه الکی قول می‌دهند و مردم را سرکار می‌گذارند؛ گفتن یک «بله» خشک و خالی به شرطی که واقعاً به آن عمل کنند و یا یک «نه» صادقانه، خیلی بهتر از گفتن «بله» و «حتماً » خیلی محکم ولی توخالی است. نظر شما چیست؟
وزیر : انسان‌هایی مثل ما، دسترسی به عالم غیب که ندارند، تصویری که از جهان پیش روی آنها گشوده است، محدود به همین نگاه زمینی است، ما حداکثر شعاع دیدمان، انتهای این سالن است و اگر این دیوار نباشد، یک کمی آن طرف‌تر. ما نگاهی از آن جنس که پشت این دیوار را هم ببنیم که نداریم، بنابراین حرف‌هایمان نمی‌تواند از جنس آن «حتماً» ی که شما گفتید باشد، این «حتماً» مال کسی است که چشمش باز شده و اسرار این عالم را می‌بیند. لذا به ما دستور دادند و در قرآن کریم هم هست که «نگویید من فلان کار را انجام می‌دهم مگر اینکه «انشاءا... بگویید» . این «انشاالله»ی که در آموزه‌های ما به آن تأکید شده، غیر از آن «انشالله» ی است که گاهی سر زبان‌های ماست؛ ما بعضی وقت‌ها که نمی‌‌خواهیم یک کاری را انجام بدهیم، می‌گوییم «انشا الله»! در حالی که به ما گفته شده، وقتی واقعاً قصد داریم کاری را انجام بدهیم، حتماً بگوییم «اگر خدا بخواهد» و اصرار هم داشته باشیم که انجام بشود؛ حالا چه در ذهن ما باشد که حتماً انجام بدهیم و چه بخواهیم احیاناً واگذار بکنیم به بررسی یا مشورت بیشتر، حالا اگر واقعاً مصلحت نباشد آن کار را انجام بدهیم، خب باید «نه» بگوییم؛ گاهی بهترین حرفی که یک مدیر کارآمد می‌تواند بزند همین «نه» است؛ در قبال زیاده‌خواهی یک فردی که می‌خواهد حق دیگران را تضییع کند، «حتماً» باید «نه» گفت و در مقابل تقاضاهای به حق، «حتماً» باید «بله» گفت و در همه حال برای گرفتن تصمیم درست و به حق باید از خدای متعال مدد گرفت.
مجری : تقاضای آخر من به نیابت از همه آقایان «زن ذلیل!» خدمت شما طرح می‌شود؛ اگر شما بخواهید برای جشن امشب یک سئوال طرح بکنید که مخصوص بانوان محترمه باشد و جایزه‌اش هم فقط به خانم‌ها تعلق بگیرد، چه سئوالی را مطرح می‌کنید؟
وزیر : من اولاً موضع خودم را درباره این لفظ «زن ذلیل» عرض بکنم؛ توصیه‌ام به دوستان جوانی که در آستانه تشکیل خانواده هستند، این است که اصلاً هراسی از این «برچسب زن ذلیلی» به خودشان راه ندهند، اگر باید در خدمت خانواده باشید و همه وجودتان را وقف آسایش خیال خانواده بکنید، به هیچ وجه از این تعابیر دلهره‌ای به خودتان راه ندهید. به قول دوست عزیزی، همه ما مردم ایران یا زن هستیم یا زن ذلیل (تشویق حضار)

سئوال دوم مسابقه
وزیر : اما پرسش من اختصاص به بانوان ندارد و همه می‌توانند در مسابقه شرکت کنند. سوال این است : «در میان شهدا کربلا پس از حضرت سید الشهداء – که جایگاه ویژه‌ای دارد – در مرتبت و مقام کدام شهید از بقیه شهداء افضل است؟»
این سئوال را حضرت امام سجاد (ع) پاسخ فرموده‌اند، مبتنی بر همان پاسخ حضرت امام سجاد (ع)، شما عزیزان پاسخ این پرسش را بدهید.
مجری : اگر صحبت دیگری هم دارید بفرمایید.
وزیر : نفس این گردهمایی که این جمع نورانی و محترم و معزز یکبار در سال به طور کامل دور هم جمع می‌شوند، برای ما موضوعیت دارد. وقتی این چهره‌های گران قدر را هر سال یک جا زیارت می‌کنیم به بار سنگین مسئولیتی که در قبال خانواده معزز ایثارگران داریم، بیشتر واقف می‌شویم و امیدوارم خداوند متعال توفیق بدهد وظایف خودمان را در قبال بندگان خوب خودش بتوانیم به خوبی انجام بدهیم. از همه شما برای توفیق در انجام این وظایف التماس دعا دارم.

اعلام جوایز 2 مسابقه
مجری : جناب آقای پرویز! جایزه شما چیست؟
دکتر پرویز : ما به رئیس‌مان (وزیر) پیش‌دستی نمی‌کنیم.
وزیر : به چند نفر می‌خواهید جایزه بدهید؟
مجری : حداقل 5 نفر، حداکثر 10 نفر
وزیر : پس 5 نفر بنده، 5 نفر هم آقای دکتر پرویز می‌شود 10 نفر (آقای وزیر و معاون فرهنگی‌اش دکتر محسن پرویز لحظاتی با یکدیگر نجوا می‌کنند)
وزیر : فکر می‌کنم مشتاقان زیارت حرم نبوی و خانه خدا می‌توانند انشاءا ... از «حج عمره» بهره‌مند شوند.
با اعلام جوایز 2 مسابقه – که 10 سفر حج عمره بود – جشن ایثار سال 86 به پایان رسید و حضار برای صرف شام سالن مراسم را ترک کردند.

حاشیه‌های جشن ایثار
- اجرای هنرمندانه «سید جواد هاشمی» برجسته‌ترین نقطه قوت جشن ایثار 86 بود. هاشمی از ابتدا تا انتهای برنامه را یک نفس و پر انرژی اداره کرد و در لابه لای قسمت‌های مختلف مراسم با خواندن اشعار متناسب با برنامه و نقل خاطرات طنز از زندگی رزمندگان دوران دفاع مقدس، نشاط و طراوت خاصی را بر فضای جشن ایثار حاکم کرد.
- آزاده و جانباز 40 درصد «محمدرضا گیلوری» مسئول هماهنگی امور ایثارگران استان تهران مدیریت جشن 86 را عهده‌دار بود و «سید جمال هادیان» هم چون سال گذشته اجرای برنامه‌های جشن را هدایت می‌کرد.
- خانواده‌های ایثارگران به هنگام ورود به سالن مراسم به همراه هدایای خود بسته‌های فرهنگی مشتمل بر 6 لوح فشرده از جمله چند فیلم سینمایی و نسخه‌ای نفیس از شاهنامه فردوسی (2 جلدی) دریافت می‌کردند.
- برگه‌های نظرسنجی هم چون سال گذشته میان شرکت کنندگان مراسم توزیع شد: از جمله نتایج این نظرسنجی، رضایت حداکثری شرکت‌کنندگان از نحوه اجرای برنامه توسط سیدجواد هاشمی، انتقاد از موقعیت و مکان برگزاری جشن (سالن تربیت مدرس) و نیز «سخت‌بودن» سئوال مسابقه‌ای که توسط دکتر محسن پرویز طرح گردید، بود. هم‌چنین نزدیک به 76 درصد از پاسخ‌دهندگان به نظرسنجی، اجرای زنده موسیقی توسط گروه موسیقی «گلریز» را «خوب» و «خیلی خوب» ارزیابی کردند.
- تعدادی از میهمانان – که دیر به مراسم رسیده‌بودند – نسبت به محل برگزاری جشن (سالن دانشگاه تربیت مدرس) اعتراض داشتند. این دسته از میهمانان ناشناخته‌بودن دانشگاه تربیت مدرس و سرگردانی خود را علت اصلی نامناسب بودن مکان برگزاری جشن اعلام می‌کردند. گفتنی است سال گذشته برگزاری جشن ایثار در هتل فردوسی از حیث تکراری بودن مکان برگزاری مراسم، مورد اعتراض جمعی از همکاران ایثارگر قرار گرفته بود.
- از مراسم جشن ایثار 86 به طور کامل فیلمبرداری شد و نسخه‌ای 40 دقیقه‌ای از فیلم برای اهداء به یکایک ایثارگران شرکت کننده تهیه گردید.

همكاران جشن ايثار 86
برگزاری جشن ایثار 86 با کمک همکاران زیر میسر شد:

       سيد جمال هاديان         محمد رضا گيلوري      
       


غلامحسين جهانشاهي          خسرو لساني


سيد محمود كاظمي                 نبي كارگر      


علی توانایی رنجبر                 رضا كريمي   


مسلم ابراهيمي               حسين فيوجي


اشرف بوستان آبادي               عبد الله ناصري  

 
نظرها

نظر خود را وارد نمایید